تبلیغات
سبزترین راه - بهشت با صفا

بهشت با صفا

سه شنبه 4 بهمن 1390 01:19 بعد از ظهر   نویسنده : حجت پورمحمد      


تو کانون ولایی ای خراسان
حریم کبریایی ای خراسان
مطاف اولیایی ای خراسان
بهشت با صفایی ای خراسان
چو من صدها گدا میآید اینجا
صدای آشنا می آید اینجا
غریب بی نوا می آید اینجا
مریض بی دوا میآید اینجا
که بوی کربلا میآید اینجا
دیار اشنایی ای خراسان
رضا ما را بدین دربار خوانده
به مشهد رحمتش ما را کشانده
کسی را تا کنون از در نرانده
زعشقش ریشه بر دلها نشانده
شعر از:کلامی زنجانی

برچسب ها: امام ، رضا ، مشهد ، حرم ، موسی الرضا ، صفر ،
آخرین ویرایش: شنبه 30 اردیبهشت 1391 07:25 قبل از ظهر
دیدگاه ها ()
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:28 بعد از ظهر
Very great post. I just stumbled upon your weblog
and wished to mention that I've truly enjoyed surfing around your weblog posts.
After all I will be subscribing to your rss feed and I am hoping you write once more soon!
پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:37 قبل از ظهر
Hi everyone, it's my first pay a visit at this site, and piece of writing is truly fruitful in favor of
me, keep up posting these articles.
چهارشنبه 5 بهمن 1390 05:20 بعد از ظهر
سلام
درودبرشما
وبلاگ زیبایی داری
درپناه خدا موفق باشی
چهارشنبه 5 بهمن 1390 03:58 بعد از ظهر
ممنون که سر زدید.. بی شک نظر من این نیست که در آن جوامع مشکلات اخلاقی وجود ندارد بلکه نکته ای در این متن است و آن اینکه به آن حد از رشد فکری و شناخت برسیم که ملاک انتخاب جنبه شهوانی نداشته باشد..
حجت پورمحمد
خوب همینو اسلام هم میگه.اما اسلام میگه جامعه رو باید جوری اداره کنید که زمینه چنین رفتارهایی به حداقل برسه در عین اینکه افراد آزادی های معقول رو هم داشته باشن.
موفق باشین.
چهارشنبه 5 بهمن 1390 02:55 بعد از ظهر
یک و یک همیشه دو نمی شود گاه باد می کند،

چهار می شود

گاه میل می کند به صفر

گاه نیز می زند به کله اش...

هوس کند می رود به آسمان،

هزار می شود.

یک و یک برای من...

-- من که سال هاست در ردیف آخر کلاس زندگی نشسته ام --

جز دو خط ساده نیست؛

جز دو خط که پا به پای هم در سفید صفحه راه می روند،

وز این جهان خط کشی و کاغذی عبور می کنند...

جز دو خط ساده که در انتهای دور در تقاطع زمین و آسمان؛

روی خط نازکی به نام زندگی عاقبت به پای هم ...

پیر می شوند!

« توی گوشتان فرو کنید! یک و یک مساوی دو است. »

آه...

من که حرف این حساب را سرم نمی شود

چهارشنبه 5 بهمن 1390 12:53 بعد از ظهر
پیامبر(ص) فرمود : هر كس پایان صفر را خبر دهد من بهشت رابه او مژده خواهم داد

عزاداری شما در ایام حزن واندوه آل الله مقبول و فرارسیدن ماه ربیع الاول و ماه شادی اهل بیت مباركباد
چهارشنبه 5 بهمن 1390 11:47 قبل از ظهر
سلام قشنگ بود
چهارشنبه 5 بهمن 1390 10:56 قبل از ظهر
هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است
****************************
السلام علیک یا سلطان ابالحسن علی ابن موسی الرضا (ع)
چهارشنبه 5 بهمن 1390 10:21 قبل از ظهر
سلام.شعر قشنگی بود.زنجانی یه بار اومده منطقه ی ما.
چهارشنبه 5 بهمن 1390 10:20 قبل از ظهر
سلام
حالا من این حدیث قدسی رو اینطوری شنیده بودم:
اگر بندگان من می دانستند چقدر مشتاق انان هستم هر آینه از شوق جان می باختند..

ممنون از حضورتون..
چهارشنبه 5 بهمن 1390 09:41 قبل از ظهر
دیشب تمام بندگی را گریه کردم
دیشب غم این زندگی را گریه کردم
دیشب به سجده بر خدای هر دو عالم
یک عمر این درماندگی را گریه کردم
چهارشنبه 5 بهمن 1390 09:32 قبل از ظهر

سلام
حلول ماه ربیع الاول ماه جشن و سرور اهل البیت ( ع) را به شما تبریک می گویم


رسول گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله فرمودند: هرکس بشارت ماه ربیع الاول را به من بدهد من هم بشارت بهشت را به او می دهم

ملتمس دعا
چهارشنبه 5 بهمن 1390 09:09 قبل از ظهر
ممنون از حضورتون درام وبتونر و می خونم
چهارشنبه 5 بهمن 1390 08:34 قبل از ظهر
سلام
من میترسم بیام وبت!!!
رنگ وبت مورد داره!!!!
از حضورت ممنونم
چهارشنبه 5 بهمن 1390 08:28 قبل از ظهر
سلام خوبی؟ حلول ماه ربیع الاول رو به شما تبریك می گم شاد و موفق باشی
چهارشنبه 5 بهمن 1390 04:50 قبل از ظهر
الهی دانائی ده که در راه نیفتیم و بینایی ده که در چاه نیفتیم خواجه عبدالله انصاری
چهارشنبه 5 بهمن 1390 01:19 قبل از ظهر
سلام.
یاد مان نرود که افراط درهرکاری اشتباه است!

محبت اهلبیت ع بعد از توحید و ایمان به خداست. در صدد تقویت ایمان و توحید نیز باشیم. ترس من این است که ما زمانی دچار افسوس و حسرت نشویم
چهارشنبه 5 بهمن 1390 12:51 قبل از ظهر
سلام مهربونم مرسی ازحضوره پرمهرت بازم بیا خوشحال میشم
سه شنبه 4 بهمن 1390 11:26 بعد از ظهر
رسول اکرم (ص):هرکس بشارت فرا رسیدن ربیع را به امتم بدهد من بشلرت بهشت را به او میدهم...
فرارسیدن ماه ربیع الاول رابه شما تبریک میگویم.
سه شنبه 4 بهمن 1390 07:56 بعد از ظهر

سه شنبه 4 بهمن 1390 06:47 بعد از ظهر
ببخشید نظر قبلی اسممو ننوشته بودم.به امید دیدار دوباره
سه شنبه 4 بهمن 1390 06:44 بعد از ظهر
گاهی گمان نمیکنی و میشود

گاهی نمیشود که نمیشود

گاهی هزار بار دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

گاهی گدایِ گدایی و بخت یار نیست

گاهی تمام شهر گدای تو میشود....!
سلام ممنونم از حضورتون.شهادت امام رضا علیه السلام را تسلیت میگم.
سه شنبه 4 بهمن 1390 06:41 بعد از ظهر
سلام در پناه ایزد منان و آقا امام زمان (عج) موفق و موید باشید
سه شنبه 4 بهمن 1390 05:35 بعد از ظهر
مامان میگه شب شده وقت خوابه
بچه ی خوب الان تو رختخوابه
می شینه باز کنارم عاشقونه
کتاب داستانو برام می خونه
می شینه با یه استکان چایی
قصه میگه برام چه قصه هایی
قصه ی امشبش چقد قشنگه
آب می کنه هرد لی رو که سنگه
قصه ای از بخت بد یه اهو
که تشنه بود اومده بود لب جو
آروم اومد نشست کنار برکه
تا بخوره از آب اون یه چکه
حیوونی از یه بچه ساده تر بود
از تله ها حسابی بی خبر بود
یه قطره آب خورد و دمی تکون داد
غافل که افتاده تو دام صیاد
نمی تونس که داد و فریاد کنه
یا خودشو از تله آزاد کنه
دیگه خودش فهمیده بود که دیره
فهمید ه بود قرار که بمیره
نه حتی یک نفس براش مونده بود
نه راه پیش و پس براش مونده بود
نشس میون دام و هی دعا کرد
دلش شکست رو به امام رضا (ع) کرد
گفت آقا جون من چن تا بچه دارم
اگه بمیرم پیش کی بذارم
چشم اونا به انتظار منه
عشق اونا دار و ندار منه
اگه کرم کنی به آه سردم
میرم ولی دوباره برمی گردم ...
درد دلش تموم نشد که دیدش
فرشته ی نجاتشم رسیدش
حاجت اون دل شکسته رو داد
ضامن آهو شد پیش صیاد
آهوی قصه رفت با ناز و اداش
اومد ولی تنها نه !... با بچه هاش
ورد لبش فقط شکر خدا بود
جونشو مدیون امام رضا (ع) بود
قصه تموم شد دیگه وقت خوابه
اما دلم مونده تو این کتابه
هنوز تو قلبم یه چیزایی مونده
که مادرم توی کتاب نخونده
می خوام که تو دلم نمونه حرفام
با قلب کوچیکم بگم به اقام
امام رضا (ع)! منم یه آهو دارم
شبا همیشه می خوابه کنارم
عروسک قشنگیه آقا جون !
خوشگل و رنگی رنگیه اقا جون !
فکر می کنم قلب اونم می زنه
اونم دلش یه وقتایی می شکنه ...
میخوام بهت نشون بد م باهوشم !
شبیه صیادا لباس می پوشم
برای آهو یه تله می ذارم
تا توی اون تله گیرش بیارم
شاید دلش شکست تو رو صدا کرد
اونم نشس رو به امام رضا (ع) کرد !
اون وقت اگه بیای تو رو می بینم
تا آرزوم نمونه توی سینم
دوست دارم قدر تموم دنیا
می بینمت شبا تو خواب و رویا
مامان می گه شب شد ه وقت خوابه
بچه ی خوب الان توی رختخوابه



السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا
سه شنبه 4 بهمن 1390 05:22 بعد از ظهر
ارباب جان
دارد چه زود سفره تو جمع می شود
ما که هنوز گریه ی سیری نکرده ایم ...
سه شنبه 4 بهمن 1390 05:20 بعد از ظهر
سلام وبلاگ خوبی دارید.
و وطالب جالب
براتون ارزوی موفقیت میکنم .
سه شنبه 4 بهمن 1390 03:04 بعد از ظهر
سلام
منم شهادت امام رضارابهتون تسلیت میگم
ممنون که سرزدین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • حجت پورمحمد هستم. بنده قصد دارم در مورد مسایل دینی بنویسم. امیدوارم بتوانم. در مورد سوالات هم سعی بنده یافتن جواب متقن خواهد بود؛ ان شاء الله
    لینک کانال تلگرام: @hodjatpour

نویسندگان

  • حجت پورمحمد(51)